تبلیغات |
... just
|
برای تو می نویسم که عاشقانه میخوانی درد دلم را… برای تو مینویسم ، برای تو که میدانم مثل من عاشقی یا در غم عشقت نشسته ای مینویسم تا بخوانی ، من با یک دنیا احساس نوشته ام تو نیز با چشمان خیست بخوان این دفتر کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه است ، برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم دوری عشق نشسته اند و آنها که تنها در گوشه ای نشسته اند بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم برای تو می نویسم که میدانم مثل منی همصدا با من ، و همنشین با اشک برای تو مینویسم که عاشقترینی کاش روزی کنار هم تمام این غمها به خنده تبدیل شود [ سه شنبه 24 خرداد 1390 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ just ... ]
[ نظر تو چیه ]
غزل برای گفتنـــم همیشه یک بــــهانه است چو با تو باشد این دلم همیشه جاودانه است
بیا به باغ شـــــعر من مرا ببر به نا کــــجا به سرزمین آرزو همان که بی کرانه است
به سان یک غریبه ام اسیر و مات و عاشقم بگو ، کجا رود غریب اســـیر یک نشانه است
دلم به رسم عاشقی ببین برای دیدنت بـرای تو گفتگو همیشه شاعرانه اســـت
من از تمام عاشقان شنیده ام که می رسی ببیـــن برای مقدمت غـــزل غـــزل ترانه اسـت
دلم گرفتــه از غـــزل تو را به نام عاشــــقان بیا که تا به کی فغان ز جور این زمانه است
به من مگو که تا به کی تو درد عشق می کشی غزل برای درد من همـــیشه یک بــــهانه اســــت
منبع : کتاب دلم مشتی کبوتر خاک و آواز (مجموعه شعر فاطمه ستار جمشیدی) |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |